|
|||||||
|
تو این مدت کاری کردم که واقعا از من بعیده!
باز هم وبلاگم رو عوض کردم! البته به خاطر غیلتر (غ رو ف بخونید!) بودن وبلاگم و سایت میهنبلاگداتآیآر بود. خب من زندگی جدیدم رو تو وبسایت wordpress.com شرو کردم و خوشحال می شم که من رو اونجا هم همراهی کنید. آدرس وبلاگ جدید من اینه: http://saarblog.wordpress.com |
|||||||
|
|
|||||||
|
خب چند نفری از من خواسته بودن که در مورد سیستم های قفل دیجیتال توضیح بدم. بذارین روشن تر بگم، مثلاً می خواین یه در باز کن جلوی اتاق بذارین که به جای کلید، با یه کد در باز شه. یا خیلی استفاده های دیگه! اما باید از کجا شرو کنیم، بذارین همین اول بگم که تخصص من الکترونیک نیست پس بدیهیه که ممکنه مدار های بهتر از این هم بشه طراحی کرد! البته این مدار رو من خودم ساختم، تست کردم و جواب گرفتم. چیز زیادی هم نمی خواد، یه میکرو کنترلر ATMEGA32 و یه آی سی L298 و یه LCD 16×2 و 4 تا دیود 1n4007 یا 1n4148 احتمالاً یه در باز کن یه موتور یا هر چیز دیگه، من 4 تا موتور وصل کردم! البته با یکم تغییر تعداد بیشتری موتور هم به راحتی به مدار وصل می شه. و صد البته یه Keypad 4×4 (البته می شه از 3×4 هم استفاده کرد، بدیهیه باید مدار رو یکم تغییر داد!) البته اگه کی پد ندارین می تونید 16 تا کلید یا میکرو سوییچ رو به صورت ماتریسی بهم وصل کنید (خود کی پد هم از میکرو سوییچ ساخته شده). خب، برای این که اینجا شلوغ نشه بقیه مطلب رو توی ادامه مطلب می نویسم. راستی یه گله! من قبلاً هم گفتم، باز خورد (همون فید بک خودمون!) یه وبلاگ برای نویسندش تقریبا می شه گفت که نظرات وبلاگه! اگه نظر نباشه نویسنده هم رقبتی برای نوشتن نداره، پس حتماً نظر بدین. ادامه مطلب... |
|||||||
|
|
|||||||
|
خب، همون طور که می بینید این کامپوننت ها با برچسب <Object> شناخته می شن و با برچسب <Param> می شه یک سری تنظیمات به اون اضافه کرد. به عنوان مثال من کامپوننت Windows Media Player رو معرفی می کنم و موزیک "پائیز پائیز پائیز" که موسیقی مورد علاقه ی من از استاد لاچینی هستش رو توی اون پخش می کنم:
خب کافیه که این کد رو یه جایی از وب پیج بذارین،
بعد اون صفحه رو توی مرور گر نگاه کنید، می بینید که موزیک "پائیز
پائیز پائیز" توی یه میدیا پلیر کوچولو پخش می شه. شاید این کد
ها یکم گیج کننده باشه، من هم اولین بار که این ها رو دیدم همین
فکر رو می کردم! ولی خیلی آسونه. یکم توصیح می دم. اونجا که نوشته
این هم آهنگ رو معرفی می کنه! کافیه که Link آهنگ رو توی این قسمت وارد کنید. همون طور که می بینید پارامتر های این کامپوننت خیلی زیاده، من ترجیح می دم که لینک توضیح این پارامتر ها رو بتون بدم و خودتون بخونیدشون، این جا توضیح کاملی از این کامپوننت وجود داره. اگر هم به این بحث علاقه مندین، می تونید تور آموزشی چند رسانه در وب رو این جا بخونید! البته یک راه دیگه هم هست که خیلی سخته و اون ساختن یک پلیر با فلش برای پخش موسیقیه. البته من قبلا این کار رو کردم پس شما هم می تونید. حالا من می گردم و سورس اون پلیر که قبلا نوشتم رو براتون می ذارمن. یه چیز دیگه که دونستن اون در مورد پخش موزیک توی وب پیج بد نیست اینه که می شه از برچسب های مختلف استفاده کر ولی متاسفانه همه ی مرور گر ها (Browser) اون ها رو پشتیبانی نمی کنن، این صفحه رو ببینین. و اما یک نکته در مورد موزیک! سعی کنید موزیک هایی رو با Bit-Rate پایین، مثلا 24Kbps برای وب پیج انتخاب کنید تا بازدید کننده ی بیچاره مجبور نباشه 5-6 مگا بایت آهنگ دانلود کنه! پخش آهنگ رو به اختیار خود بازدید کننده بذارین (autoStart رو غیر فعال کنید). آهنگ شما، مثل ارائه ی بلیطه! نشون دهنده ی شخصیت شماست! تو انتخاب آهنگ دقت کنید. پاینده باشید! |
|||||||
|
|
|||||||
|
توی این پست می خوام یکم در مورد Html بگم، آخه ازم خواستن که در باره ی طراحی قالب برای وبسایت ها یا وب لاگ ها بگم. بدیهیه که من نمی تونم توی ویلاگم تمام تگ های HTML رو یاد بدم ولی حد اقل می تونم چند تا مرجع معرفی کنم. بذارین اول بگم که اصلاً این HTML چی هست! HTML مخفف کلمات Hyper Text Markup Language و به معنی زبان نشانه گذاری ابر متنِ. البته به قول ویکی پدیا گاهی اون رو با عنوان «زبان علامتگذاری فرامتن» هم ترجمه می کنن. اجازه بدین توضیح ویکی پدیا رو در مورد اچ تی ام ال نقل کنم:
خب، توضیح ویکی پدیا به اندازه ای کامله که نیاز نباشه من از جاهای دیگه براتون مطلب جمع کنم. همون طور که خوندین اچ تی ام ال رو برچسب ها ساختن و نحوه ی قرار گرفتن این برچسب هاست که یک سند اچ تی ام ال رو می سازه. برای توضیح بیشتر و مختصر تر مطلبی رو از این جا نقل می کنم: What is an HTML File?
یه مطلبی رو که می خواستم از خودم بگم ولی می بینم که توی این صفحه هم هست اینه که برای نوشتن یک صفحه وب، همون طور که بالا تر اشاره شد، می شه از یک ویرایشگر متن ساده (مثل Notepad در ویندوز یا vi در توضیع های مختلف لینوکس) استفاده کنید، ولی برای این کار باید دانش کافی رو داشته باشید، اما اگه این دانش رو ندارید، راحت طلب هستید (مثل من!) یا این که می خواین کارتون رو خیلی خوب بسازین، می تونید از نرم افزار های حرفه ایه ویرایش اچ تی ام ال استفاده کنید، برای ویندوز Microsoft FrontPage یا Adobe Dreamweaver نرم افزار های فوق العاده ای هستن و برای لینوکس هم برنامه های خوبی مثل Amaya یا Quanta Plus وجود دارن. من، به شخصه توی ویندوز از FrontPage استفاده می کنم، به خاطر راحت تر کار کردن با متن های فارسی و در لینوکس هم ویرایش گر متن GEdit رو استفاده می کنم. بد نیست یک مثال ساده در مورد HTML رو خودتون اجرا کنید، البته یادتون باشه که برای دیدن صفحات HTML به یک مرور گر یا همون Browser نیاز دارین که ماشالا یه چیز زیاد هست مرور گره، Microsoft Internet Explorer یا Firefox یا Safari یا Opera جزو معروف ترین مرور گر ها هستن، من به شخصه مرور گر Firefox رو خیلی دوست دارم ولی هم از IE و هم از Opera در کنار این روباه آتشین استفاده می کنم. عرض شود که... آها! من یه مثال از این صفحه برایتون می نویسم:
یک ویرایش گر متن ساده باز کنید و کد های بالا رو توش بنویسین و بعد ذخیره کنید، فراموش نکنید وقتی می خوای ذخیره کنید متن رو، پسوند html رو به اسم فایل اضافه کنید، یعنی یه نقطه (Dot) بزنین و بعد بنویسین html مثلاً HelloHTML.html و بعد روی اون سند دو بار کلیک کنید تا مرور گر باز شه و نتیجه ی کارتون رو ببینید. یه چیز جالب دیگه هم هست که دونستنش خالی از لطف نیست، راستش من با این روش HTML رو یاد گرفتم. معمولا می شه از منوی View ی مرور گر گزینه ی Source یا Page Source یا همچین چیزی رو انتخاب کرد و برچسب های HTML اون صفحه رو دید. همین حالا این رو برای وبلاگ من آزمایش کنید (نخندین ها!) من یه برچسب از این همه برچسب های HTML رو توضیح می دم به عنوان نمونه، البته زیرکانه این برچسب رو انتخاب کردم چون در همین مورد هم از من سوال پرسیده شده. برچسب a رو با استفاده از توضیحات این صفحه می نویسم: برچسب <a> یک لنگر! (من معنی دیگه ای برای واژه ی anchor پیدا نکردم!) تعریف می کنه، لنگر رو می شه دو مدل استفاده کرد:
نکته: صفحه ی پیوند داده شده در پنجره ی جاری مرور گر نمایش داده می شه مگر این که شما هدف (target) دیگه رو تعیین کرده باشد (به زبون ساده تر، صفحه ی جدید توی همین پنجره باز می شه وصفحه ی شما دیگه دیده نمی شه من این حالت رو برای ادامه ی مطلب قالب وبلاگ خودم در نظر گرفتم.) به عنوان مثال کد:
لینکی به صورت SarBlog تولید می کنه که با کلیک بر روی اون در پنجره ی کنونی مرور گر، صفحه اول وبلاگ من باز می شه ولی کد:
لینکی به صورت SarBlog می سازه که با کلیک بر روی اون، صفحه ی اول وبلاگ من توی یک پنجره ی جدید از مرور گر باز می شه. می تونید آزمایش کنید. خب گاهی هم بد نیست که به جای نوشتن یه متن برای لینک، از یه عکس استفاده کنیم. من برای لوگو ی وبلاگم از این کد استفاده کردم (سمت چپ وبلاگ می تونید پیداش کنید!):
خب نتیجه ی این کار این طور می شه: خب، امید وارم تونسته باشم اطلاعات به درد بخوری در مورد HTML براتون نوشته باشم، اما بد نیست این لینک رو ببینید، راهنمای بسیار غنی در مورد برچسب های اچ تی ام اله. و این لینک اچ تی ام ال درس داده، خیلی هم خوب این کار رو کرده، به ترتیب درس ها رو دنبال کنید! البته توی این لینک هم می تونید از Microsoft در مورد اچ تی ام ال بخونید. خب! الان یه نگاه به مطالب قبلی وبلاگ کردم، دیدم غلط زیاد داره! مثلا کارگاه رو نوشتم کترگاه یا با رو نوشتم به! این رو نوشتم ایین! خلاصه از این جور گاف ها! احتمالا توی این پست هم از این جور چیزا می بینید! پس بی خیالش شین! حوصله ی ویرایش ادبی ندارم! آها! یه چیز دیگه، این سایت W3Schools.com سایت بسیار غنی در مورد آموزش جماعت برنامه های تحت وب اِ، من آجاکس رو از همین جا باش آشنا شدم و کَمکی یاد گرفتم. خوش باشین! |
|||||||
|
|
|||||||
|
ادامه مطلب... |
|||||||
|
|
|||||||
|
اما این اوبونتو کیه! چیه! کجاست! کِ یِ (Ke Ye)!!! اوبونتو در کلمه به معنیه:"انسانیت با دیگران" یا به عبارتی "من مثل خودم هستم، چون ما مثل خودمان هستیم" و به قول سعدی خودمون "بنی آدم اعضای یکدیگرند...". از تاریخچه ی کلمه هم اگه بخوام بگم فقط می دونم که یه واژه ی قدیمی آفریقاییه! سایت تیم ایرانی اوبونتو در باره ی اوبونتو این طور می نویسه:
همون سایت در باره ی نسخه رو میزی اوبونتو اینطور می نویسه:
و در مورد نسخه کار گزار (سرور) اینطور می نویسه:
خب، فکر کنم اطلاعات خوبی در مورد اوبونتو براتون نقل کردم. اگه بخوام خودم هم در موردش بنویسم شاید اولین چیزی که بگم، رایگان بودنشه. شاید تا حالا براتون پیش نیومده باشه که یه برنامه ی طویل بنویسین و بخواین مفت مجانی پخشش کنید. یه برنامه که بیش از چندین هزار خط کول کشیده باشه. یکم سخته... حالا چه برسه به یه سیستم عامل که بیش از چندین ملیون یا چندید ملیارد خط کد برده و کلی هم هزینه ی طراهیش شده، ولی به لطف GNU و Linux این امر محقق شده و یک و نه فقط یک! سیستم عامل به صورت کاملاً رایگان و حتی در مواردی فرا تر از رایگان در اختیار شما قرار داده می شه. شاید اگه بخواین مثلاً یه سی دی رایگان رو از یه شرکت بگیرین، ابتدائی ترین کار اینه که برین جلوی دفتر شرکت و اون سی دی رو بگیرین ولی برای این اوبونتو وضع از این هم راحت تره! شما توی خونه می شینید و سی دی های اوبونتو به صورت کاملا رایگان میان جلوی خونتون! به قول یکی از دبیران دوران راهنماییم، به همین راحتی، به همین خوشمزگی! شاید نکته ای که باعث شده این سیستم عامل محبوب باشه اینه که همه چیزش فراهمه! از شیر مرغ تا پلات فرم برنامه نویسی جاوا توش هست! حتی برنامه ی چت و برنامه ی مدیریت اسناد (Open Office.org) هم توش هست و حتی جالب تر این که برنامه ویرایش گر عکس هم داره! من الآن پیشنهاد می کنم تعجب کنید! و با صدایی آرام بگین Woooooow!!! از نکات جالب تر احترام به حقوق بشر توی این سیستم عامله! البته اگه مایکروسافت رو بشر به حساب بیارین! بله، شما می تونید هم Microsoft Windows و هم لینوکس رو به هم توی کامپیوترتون داشته باشین! البته مثل من رفته رفته دل از ویندوز می کنید و به لینوکس مهاجرت می کنید و فقط گه گاه میاین به این دیار قدیمی و به این ده کده ی خشکیده سری می زنید! عجب بوی بدی می ده! و جالب ناک تر این که لایو سی دیه این نازنین! حالا یعنی چی؟!!! یعنی CD این سیستم عامل رو توی دستگاه خوندن CD (مثل CD rom یا DVD rom یا امثال این ها) می ذارین و زحمت راه اندازی مجدد (همون ری استارت خودمون) سیستمتون رو می کشید! با کمال تعجب بعد از حدود 2 دیقه این دل ربا رو جلوی چشمتون می بینید! بعد اگه پسندیدین میرین و مراحل عقد و عروسی (Install) رو انجام می دین و به عنوان یک هوو برای این ویندوز میارینش تو کامپیوتر! دیگه شنیدن رو میسپارم به چشماتون! چند تایی لینک برای کسب راهنمایی درمورد این اوبونتو و خواهراش!:
|
|||||||
|
|
|||||||
|
سلام. |
|||||||
|
|
|||||||
|
راستش تا حالا یه ساعتی می شه كه دارم فكر می كنم چی بنویسم این اول، آخه چند هفته ای می شه هیچی ننوشتم،از یه دانشجوی كامپیوتر واقعا بعیده! حالا بی خیال این چند هفته ننوشتن بشین! راستش بد جوری سرم شلوغه، حتی SMS ها رو هم جواب نمی دم! یه كترگاه ربوتیك داشتیم، مث این كه ملت خوششون اومده بود، یكی دیگه راه افتاده! البته یه كارگاه دبیرستانیه ولی خب از هیچی بهتره... اما خدایشش ایین الكترونیك هم عجب دنیایی داره ها! بحث دیجیتالش اونقدر شیرینههههههه! البته این آنالوگه به گروه خونی من یكی نمی خوره، یعنی یاد میگیرم ها، ولی نمی تونم یاد بدم! به قول یكی از دوستام من تو فاز مخالف سیر می كنم همیشه (همون فاز معمولی + پی!) البته این سگنال رو به دو دسته تقسیم می كنه، اون سینوسیه كه فاز منفیش زیر صفره و وضعش معلومه! وقتی هم میام برم تو فاز + سیگنالم تغییر می كنه و میرم تو نیم سیكل دوم سیگنال دیجیتال (كه صفره!) خلاصه ما هیچ وقت به این رشته ی تحصیلیمون نمی رسیم! بذارین یه خاطره بگم! اولین جلسه ربوتیك بود و من هم حسابی بحث رو پیچوندم، بعد از كلاس چند تا از بچه ها موندن و گفتن كه ما می ترسیم به سوالات در حین درس جواب بدیم، بیچاره ها می ترسیدن كه غلط بگن! منم هم حس همچین تدریسم گل كرد و گفتم توقعی نمی ره كه چیزی رو كه بلد نیستین درست جواب بدین! یكم اعتماد به نفس هم بد نیس! حالا اونقد ازم سوال می پرسن كه خستم می كنن! اونم چه سوالایی، یدف می گن قطر الكترون چقدره، یدف می گن چرا هواپیما پرواز می كنه... آها، توی این یكی دو هفته به بزرگ ترین دو راهی زندگیم رسیدم! نپرسین چیه!!! یه راه میرف سمت چپ، یكی راست، من هم مستقیم رفتم! بعد جالبه كه هنوز به راه بسته ای نرسیدم! پس یادتون باشه كه دو راهی سه تا راه خروجی داره!!! آخ آخ آخ، اینجا چقد سرده، قندیل بستم! نیست سرما هم خوردم! راستی یه چیزی، برای این پست وقت نكردم یه مطلب علمی، یا حد اقل به درد بخور آماده كنم! به بزرگی خودتون ببخشین!!! ایشالا دفه بعد! شاد باشین! |
|||||||
|
تبلیغات
خیلی وقته که نتونستم وبلاگم رو به روز کنم، یک مقدار خیلی کار داشتم! یعنی بهتر بگم، یه مسافرت کوچولو رفتم، یه پروژه طولانی پاسکال داشتم، یه پروژه ی الکترونیک (که اتفاقا برای همین پست هم ازش استفاده می کنم) و این که دو تا پروژه ی سنگین پاسکال برای دو تا دوستم در پیش رو! خب حق بدین نتونم به همه برسم! البته کلاس روبوتیک هم که تموم شد!
عرض شود که... یکی از دوستای خوب من، آقا شروین
فرمودن که در مورد پخش موزیک توی یک وب پیج بنویسم. اول از هر
چیز باید یادتون باشه که یک وب پیج نباید بیشتر از 15 ثانیه بار
گذاریش طول بکشه، اگه این طور بشه، بازدید کننده ها از دیدن اون
صفحه دل می کنن و رفته رفته آمار افت می کنه. پس اگه قراره موزیک
توی یک وب پیج باشه باید اول از همه سبک باشه و دوم این که روی
بار گذاری صفحه تاثیر نذاره. البته برای ایشون که تو مونیخ زندگی
می کنن و اینترنت اِ پرتابلشون 
این دفه می خوام که در مورد جاوا براتون بنویسم. از تاریخچه ی برنامه نویسی خودم بگم. من از تقریبا دوم دبیرستان برنامه نویسی رو شرو کردم. البته قبل از اون هم برای حل مسائل از کامپیوتر استفاده می کردم ها! یادمه که از
قول داده بودم در مورد اوبونتو براتون بنویسم. راستش چند روز پیش که حالش بود! نشستم و یه پست خوب رو توی این
اوبونتو:
کوبونتو، همون اوبونتو با رابط گرافیکی
ادوبونتو، همون اوبونتو ولی نسخه ی آموزشیش:
زوبونتو، همون اوبونتو ولی با رابط گرافیکی