تبلیغات
.::سار::.
 
  زندگی جدید!        
تو این مدت کاری کردم که واقعا از من بعیده!
باز هم وبلاگم رو عوض کردم! البته به خاطر غیلتر (غ رو ف بخونید!) بودن وبلاگم و سایت میهن‌بلاگ‌دات‌آی‌آر بود.
خب من زندگی جدیدم رو تو وبسایت wordpress.com شرو کردم و خوشحال می شم که من رو اونجا هم همراهی کنید.
آدرس وبلاگ جدید من اینه: http://saarblog.wordpress.com
  پنجشنبه 20 دی 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

  قفل دیجیتال   آموزش      

خیلی وقته که نتونستم وبلاگم رو به روز کنم، یک مقدار خیلی کار داشتم! یعنی بهتر بگم، یه مسافرت کوچولو رفتم، یه پروژه طولانی پاسکال داشتم، یه پروژه ی الکترونیک (که اتفاقا برای همین پست هم ازش استفاده می کنم) و این که دو تا پروژه ی سنگین پاسکال برای دو تا دوستم در پیش رو! خب حق بدین نتونم به همه برسم! البته کلاس روبوتیک هم که تموم شد!

خب چند نفری از من خواسته بودن که در مورد سیستم های قفل دیجیتال توضیح بدم. بذارین روشن تر بگم، مثلاً می خواین یه در باز کن جلوی اتاق بذارین که به جای کلید، با یه کد در باز شه. یا خیلی استفاده های دیگه!

اما باید از کجا شرو کنیم، بذارین همین اول بگم که تخصص من الکترونیک نیست پس بدیهیه که ممکنه مدار های بهتر از این هم بشه طراحی کرد! البته این مدار رو من خودم ساختم، تست کردم و جواب گرفتم. چیز زیادی هم نمی خواد، یه میکرو کنترلر ATMEGA32 و یه آی سی L298 و یه LCD 16×2 و 4 تا دیود 1n4007 یا 1n4148 احتمالاً یه در باز کن یه موتور یا هر چیز دیگه، من 4 تا موتور وصل کردم! البته با یکم تغییر تعداد بیشتری موتور هم به راحتی به مدار وصل می شه. و صد البته یه Keypad 4×4 (البته می شه از 3×4 هم استفاده کرد، بدیهیه باید مدار رو یکم تغییر داد!) البته اگه کی پد ندارین می تونید 16 تا کلید یا میکرو سوییچ رو به صورت ماتریسی بهم وصل کنید (خود کی پد هم از میکرو سوییچ ساخته شده). خب، برای این که اینجا شلوغ نشه بقیه مطلب رو توی ادامه مطلب می نویسم.

راستی یه گله! من قبلاً هم گفتم، باز خورد (همون فید بک خودمون!) یه وبلاگ برای نویسندش تقریبا می شه گفت که نظرات وبلاگه! اگه نظر نباشه نویسنده هم رقبتی برای نوشتن نداره، پس حتماً نظر بدین.


ادامه مطلب...
  پنجشنبه 29 آذر 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

  موزیک در وب   آموزش      

عرض شود که... یکی از دوستای خوب من، آقا شروین فرمودن که در مورد پخش موزیک توی یک وب پیج بنویسم. اول از هر چیز باید یادتون باشه که یک وب پیج نباید بیشتر از 15 ثانیه بار گذاریش طول بکشه، اگه این طور بشه، بازدید کننده ها از دیدن اون صفحه دل می کنن و رفته رفته آمار افت می کنه. پس اگه قراره موزیک توی یک وب پیج باشه باید اول از همه سبک باشه و دوم این که روی بار گذاری صفحه تاثیر نذاره. البته برای ایشون که تو مونیخ زندگی می کنن و اینترنت اِ پرتابلشون 4000Kbps هیچ غمی نیست! برای کسانی که نمی دوننن این 4000 عدد بزرگیه بگم که من یه ADSL دارم که 128 کیلو بیت در ثانیست و تو قوانین ایران این ماکزیمم سرعت اینترنت اِ خانگیه. بگذریم. برای پخش موزیک چند راه وجود داره. استفاده از وب کامپوننت ها معمول ترین و رایج ترین شیوه ی پخش موزیک توی وب اِ. کامپوننت ها برنامه هایی هستن که به راحتی به برنامه های دیگه اضافه می شن (این یه توضیح بود فقط برای درک! شاید در واقعیت این طور نباشه.) این کامپوننت ها وقتی که فراخونی می شن به مرور گر (Browser) اضافه می شن و کار خاصی رو انجام می دن. توضیح کامل تر و دقیق تر در مورد این ادغام شدنی ها رو این جا بخونید.

خب، همون طور که می بینید این کامپوننت ها با برچسب <Object> شناخته می شن و با برچسب <Param> می شه یک سری تنظیمات به اون اضافه کرد. به عنوان مثال من کامپوننت Windows Media Player رو معرفی می کنم و موزیک "پائیز پائیز پائیز" که موسیقی مورد علاقه ی من از استاد لاچینی هستش رو توی اون پخش می کنم:

<object classid="clsid:6BF52A52-394A-11D3-B153-00C04F79FAA6"
width="220" height="46" border="3">
<param
name="URL" value="http://www.semahal.com/jzjz/Fariborz%
2520Laachini%2520-%2520Paaeezeh%2520talaaee%2520-%2520Track%
252006.ilm"
ref>
<param
name="rate" value="1">
<param
name="balance" value="0">
<param
name="currentPosition" value="0">
<param
name="playCount" value="1">
<param
name="autoStart" value="-1">
<param
name="currentMarker" value="0">
<param
name="invokeURLs" value="-1">
<param
name="volume" value="100">
<param
name="mute" value="0">
<param
name="uiMode" value="full">
<param
name="stretchToFit" value="0">
<param
name="windowlessVideo" value="0">
<param
name="enabled" value="-1">
<param
name="enableContextMenu" value="-1">
<param
name="fullScreen" value="0">
<param
name="enableErrorDialogs" value="0">
</object>

خب کافیه که این کد رو یه جایی از وب پیج بذارین، بعد اون صفحه رو توی مرور گر نگاه کنید، می بینید که موزیک "پائیز پائیز پائیز" توی یه میدیا پلیر کوچولو پخش می شه. شاید این کد ها یکم گیج کننده باشه، من هم اولین بار که این ها رو دیدم همین فکر رو می کردم! ولی خیلی آسونه. یکم توصیح می دم. اونجا که نوشته classid="clsid:6BF52A52-394A-11D3-B153-00C04F79FAA6" به مرور گر می گه که این کامپوننت یک کامپوننت ویندوز میدیا پلیره. ورژنش 7 یا بیشتر از اونه.
width="220" height="46" border="3" این ها هم می گن که این کامپوننت ما طولش 220 پیکسله، عرضش 46 تا و سایز حاشیش 3 پیکسل! دیدین چه راحت بود؟! شما این قسمت رو می تونید بر اساس وب پیج خودتون تغییر بدین! بزرگش کنید، کوچیکش کنید!

<param name="URL" value="http://www.semahal.com/jzjz/Fariborz%
2520Laachini%2520-%2520Paaeezeh%2520talaaee%2520-%2520Track%
252006.ilm"
ref>

این هم آهنگ رو معرفی می کنه! کافیه که Link آهنگ رو توی این قسمت وارد کنید. همون طور که می بینید پارامتر های این کامپوننت خیلی زیاده، من ترجیح می دم که لینک توضیح این پارامتر ها رو بتون بدم و خودتون بخونیدشون، این جا توضیح کاملی از این کامپوننت وجود داره. اگر هم به این بحث علاقه مندین، می تونید تور آموزشی چند رسانه در وب رو این جا بخونید!

البته یک راه دیگه هم هست که خیلی سخته و اون ساختن یک پلیر با فلش برای پخش موسیقیه. البته من قبلا این کار رو کردم پس شما هم می تونید. حالا من می گردم و سورس اون پلیر که قبلا نوشتم رو براتون می ذارمن. یه چیز دیگه که دونستن اون در مورد پخش موزیک توی وب پیج بد نیست اینه که می شه از برچسب های مختلف استفاده کر ولی متاسفانه همه ی مرور گر ها (Browser) اون ها رو پشتیبانی نمی کنن، این صفحه رو ببینین. و اما یک نکته در مورد موزیک! سعی کنید موزیک هایی رو با Bit-Rate پایین، مثلا 24Kbps برای وب پیج انتخاب کنید تا بازدید کننده ی بیچاره مجبور نباشه 5-6 مگا بایت آهنگ دانلود کنه! پخش آهنگ رو به اختیار خود بازدید کننده بذارین (autoStart رو غیر فعال کنید). آهنگ شما، مثل ارائه ی بلیطه! نشون دهنده ی شخصیت شماست! تو انتخاب آهنگ دقت کنید.

پاینده باشید!


  یکشنبه 18 آذر 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

  HTML   آموزش      

توی این پست می خوام یکم در مورد Html بگم، آخه ازم خواستن که در باره ی طراحی قالب برای وبسایت ها یا وب لاگ ها بگم. بدیهیه که من نمی تونم توی ویلاگم تمام تگ های HTML رو یاد بدم ولی حد اقل می تونم چند تا مرجع معرفی کنم. بذارین اول بگم که اصلاً این HTML چی هست!

HTML مخفف کلمات Hyper Text Markup Language و به معنی زبان نشانه گذاری ابر متنِ. البته به قول ویکی پدیا گاهی اون رو با عنوان «زبان علامت‌گذاری فرامتن» هم ترجمه می کنن. اجازه بدین توضیح ویکی پدیا رو در مورد اچ تی ام ال نقل کنم:

اچ‌تی‌ام‌ال، سنگِ‌بنای وب است؛ یک زبان برای نشانه گذاری ابر متن که برای تدوین قالب و طراحی صفحه‌های وب به کار برده می‌شود. دستورالعملهای این زبان، برچسب (Tag) نام دارند که محتوای یک صفحهٔ وب، به وسیلهٔ آنها، نشانه‌گذاری شده و بدین‌ترتیب، نحوهٔ نمایش آن صفحه برای مرورگرهای وِب، توصیف می‌شود.

هر یک از برچسبهای اچ‌تی‌ام‌ال، معنا و مفهوم خاصی دارند و تأثیر مشخصی بر محتوا می‌گذارند؛ مثلاً برچسبهایی برای تغییر شکل ظاهری متن، نظیر درشت و ضخیم کردن یک کلمه یا برقراری پیوند (Link) به صفحات دیگر در اچ‌تی‌ام‌ال تعریف شده‌اند.

یک سند اچ‌تی‌ام‌ال، یک پرونده مبتنی بر متن (Text–based) است که معمولاً با پسوند .htm یا .html نامگذاری شده و محتویات آن از برچسبهای اچ‌تی‌ام‌ال تشکیل می‌شود. مرورگرهای وب، که قادر به درک و تفسیر برچسبهای اچ‌تی‌ام‌ال هستند، تک‌تک آنها را از داخل سند اچ‌تی‌ام‌ال خوانده و سپس محتوای آن صفحه را نمایان‌سازی (Render) می‌کنند.

اچ‌تی‌ام‌ال یک زبان برنامه‌نویسی نیست، بلکه زبانی برای نشانه‌گذاری ابرمتن است و اساساً برای ساختمندکردن اطلاعات و تفکیک اجزای منطقی یک نوشتار — نظیر عناوین، تصاویر، فهرستها، بندها و جداول — به کار می‌رود. از سوی دیگر، اچ‌تی‌ام‌ال را نباید به عنوان زبانی برای صفحه‌آرایی یا نقاشی صفحات وب به کار بُرد؛ این وظیفه اکنون بر دوش فناوریهای دیگری چون شیوه‌نامه‌های آبشاری است.

گفتنی است اچ‌تی‌ام‌ال شکلی از زبان دیگری بنام اس.جی.ام.ال است و «کنسرسیوم وب جهانگستر» آن را به عنوان استانداردی برای نشانه‌گذاری مستندات ابرمتنی برای عرضه در وب، تدوین کرده است.

خب، توضیح ویکی پدیا به اندازه ای کامله که نیاز نباشه من از جاهای دیگه براتون مطلب جمع کنم. همون طور که خوندین اچ تی ام ال رو برچسب ها ساختن و نحوه ی قرار گرفتن این برچسب هاست که یک سند اچ تی ام ال رو می سازه. برای توضیح بیشتر و مختصر تر مطلبی رو از این جا نقل می کنم:

What is an HTML File?

  • HTML stands for Hyper Text Markup Language

  • An HTML file is a text file containing small markup tags

  • The markup tags tell the Web browser how to display the page

  • An HTML file must have an htm or html file extension

  • An HTML file can be created using a simple text editor

یه مطلبی رو که می خواستم از خودم بگم ولی می بینم که توی این صفحه هم هست اینه که برای نوشتن یک صفحه وب، همون طور که بالا تر اشاره شد، می شه از یک ویرایشگر متن ساده (مثل Notepad در ویندوز یا vi در توضیع های مختلف لینوکس) استفاده کنید، ولی برای این کار باید دانش کافی رو داشته باشید، اما اگه این دانش رو ندارید، راحت طلب هستید (مثل من!) یا این که می خواین کارتون رو خیلی خوب بسازین، می تونید از نرم افزار های حرفه ایه ویرایش اچ تی ام ال استفاده کنید، برای ویندوز Microsoft FrontPage یا Adobe Dreamweaver نرم افزار های فوق العاده ای هستن و برای لینوکس هم برنامه های خوبی مثل Amaya یا Quanta Plus وجود دارن. من، به شخصه توی ویندوز از FrontPage استفاده می کنم، به خاطر راحت تر کار کردن با متن های فارسی و در لینوکس هم ویرایش گر متن GEdit رو استفاده می کنم.

بد نیست یک مثال ساده در مورد HTML رو خودتون اجرا کنید، البته یادتون باشه که برای دیدن صفحات HTML به یک مرور گر یا همون Browser نیاز دارین که ماشالا یه چیز زیاد هست مرور گره، Microsoft Internet Explorer یا Firefox یا Safari یا Opera جزو معروف ترین مرور گر ها هستن، من به شخصه مرور گر Firefox رو خیلی دوست دارم ولی هم از IE و هم از Opera در کنار این روباه آتشین استفاده می کنم. عرض شود که... آها! من یه مثال از این صفحه برایتون می نویسم:

<html>
<head>
<title>Title of page</title>
</head>
<body>
This is my first homepage. <b>This text is bold</b>
</body>
</html>

یک ویرایش گر متن ساده باز کنید و کد های بالا رو توش بنویسین و بعد ذخیره کنید، فراموش نکنید وقتی می خوای ذخیره کنید متن رو، پسوند html رو به اسم فایل اضافه کنید، یعنی یه نقطه (Dot) بزنین و بعد بنویسین html مثلاً HelloHTML.html و بعد روی اون سند دو بار کلیک کنید تا مرور گر باز شه و نتیجه ی کارتون رو ببینید. یه چیز جالب دیگه هم هست که دونستنش خالی از لطف نیست، راستش من با این روش HTML رو یاد گرفتم. معمولا می شه از منوی View ی مرور گر گزینه ی Source یا Page Source یا همچین چیزی رو انتخاب کرد و برچسب های HTML اون صفحه رو دید. همین حالا این رو برای وبلاگ من آزمایش کنید (نخندین ها!)

من یه برچسب از این همه برچسب های HTML رو توضیح می دم به عنوان نمونه، البته زیرکانه این برچسب رو انتخاب کردم چون در همین مورد هم از من سوال پرسیده شده. برچسب a رو با استفاده از توضیحات این صفحه می نویسم:

برچسب <a> یک لنگر! (من معنی دیگه ای برای واژه ی anchor پیدا نکردم!) تعریف می کنه، لنگر رو می شه دو مدل استفاده کرد:

  1. برای ساختن پیوند با یک صفحه ی دیگه به وسیله ی خصوصیت href

  2. برای ساختن نشانه (همون bookmark خودمون!) با استفاده از خصوصیات id یا name

نکته: صفحه ی پیوند داده شده در پنجره ی جاری مرور گر نمایش داده می شه مگر این که شما هدف (target) دیگه رو تعیین کرده باشد (به زبون ساده تر، صفحه ی جدید توی همین پنجره باز می شه وصفحه ی شما دیگه دیده نمی شه من این حالت رو برای ادامه ی مطلب قالب وبلاگ خودم در نظر گرفتم.)

به عنوان مثال کد:

<a href="http://sarblog.mihanblog.com">SarBlog</a>

لینکی به صورت SarBlog تولید می کنه که با کلیک بر روی اون در پنجره ی کنونی مرور گر، صفحه اول وبلاگ من باز می شه ولی کد:

<a href="http://sarblog.mihanblog.com" target="_blank">SarBlog</a>

لینکی به صورت SarBlog می سازه که با کلیک بر روی اون، صفحه ی اول وبلاگ من توی یک پنجره ی جدید از مرور گر باز می شه. می تونید آزمایش کنید. خب گاهی هم بد نیست که به جای نوشتن یه متن برای لینک، از یه عکس استفاده کنیم. من برای لوگو ی وبلاگم از این کد استفاده کردم (سمت چپ وبلاگ می تونید پیداش کنید!):

<a href="http://sarblog.mihanblog.com" title="سار" target="_blank"><img border="0" src="http://casit.persiangig.com/Theme/royaltheme/slogo.gif"></a>

خب نتیجه ی این کار این طور می شه:
که اگه روش کلیک کنید توی یک صفحه ی جدید، صفحه ی اول وبلاگ من باز می شه.

خب، امید وارم تونسته باشم اطلاعات به درد بخوری در مورد HTML براتون نوشته باشم، اما بد نیست این لینک رو ببینید، راهنمای بسیار غنی در مورد برچسب های اچ تی ام اله. و این لینک اچ تی ام ال درس داده، خیلی هم خوب این کار رو کرده، به ترتیب درس ها رو دنبال کنید! البته توی این لینک هم می تونید از Microsoft در مورد اچ تی ام ال بخونید.

خب! الان یه نگاه به مطالب قبلی وبلاگ کردم، دیدم غلط زیاد داره! مثلا کارگاه رو نوشتم کترگاه یا با رو نوشتم به! این رو نوشتم ایین! خلاصه از این جور گاف ها! احتمالا توی این پست هم از این جور چیزا می بینید! پس بی خیالش شین! حوصله ی ویرایش ادبی ندارم! آها! یه چیز دیگه، این سایت W3Schools.com سایت بسیار غنی در مورد آموزش جماعت برنامه های تحت وب اِ، من آجاکس رو از همین جا باش آشنا شدم و کَمکی یاد گرفتم.

خوش باشین!


  جمعه 16 آذر 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

  Java   معرفی...      

Java-Logoاین دفه می خوام که در مورد جاوا براتون بنویسم. از تاریخچه ی برنامه نویسی خودم بگم. من از تقریبا دوم دبیرستان برنامه نویسی رو شرو کردم. البته قبل از اون هم برای حل مسائل از کامپیوتر استفاده می کردم ها! یادمه که از Excel برای حل معادلات درجه دوم و حتی حل معادلات چند مجهولی استفاده می کردم. بعد رفته رفته به Flash که اون زمان برنامه ی معروف شرکت Macromedia بود (ولی الان برای Adobe اِ) کشیده شدم. خب آرزوم این بود که یه ساعت توش بسازم و این آرزو خیلی از تکنیک های برنامه نویسی رو یادم داد... کارم به جایی رسید که می تونستم یه ساعت رو توی دو فرم بنویسم ولی خب باید یک فرم می شد... رفته رفته چون توی دبیرستان پاسکال به ما یاد می دادن، به پاسکال علاقمند شدم و راه زندگیم رو توی پاسکال پیدا کردم! مدتی کتاب های قطور پاسکال رو ورق می زدم و به عکس هاش نگاه می کردم! ولی برای من 14 ساله این زبون حرفه ای خیلی سنگین بود. با این همه خیلی خوب پیشرفت کردم و یادمه که چند تا پروژه ی دانشجویی رو انجام دادم... تقریبا زمستون شرو شده بود که نتونستم توی یه مسابقه ی برنامه نویسی مقام بیارم.... هنوز خیلی از تکنیک ها رو یاد نگرفته بودم و از همه مهم تر یاد نگرفته بودم که هدف از برنامه نویسی چیه... نمی دونستم که باید فکر کنم...


ادامه مطلب...
  دوشنبه 12 آذر 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

  Ubuntu   لینوکس      

Ubuntu 7.10 Gutsy Gibbon's Coverقول داده بودم در مورد اوبونتو براتون بنویسم. راستش چند روز پیش که حالش بود! نشستم و یه پست خوب رو توی این Microsoft FrontPage اِ لعنتی نوشتم، اون آخرش داشتم چند تا لینک آماده می کردم که آقا (فرانت پیج رو می گم!) کرش کرد و بعد هم... از اونجایی کهSave نکرده بودم، تمام تایپ شده هام پرید و ... تنها کاری که تونستم بکنم این بود که یه آه از ته دل بکشم و یه لعنت دیگه به این مایکرو سافت بفرستم! یه زمانی به بیل گِیتس می گفتم "پسر عمو"! حالا که لینوکس رو شناختم و فهمیدم که چه آدمیه این آقا بیل دیگه نه تنها بش پسر عمو نمی گم بلکه...

اما این اوبونتو کیه! چیه! کجاست! کِ یِ (Ke Ye)!!! اوبونتو در کلمه به معنیه:"انسانیت با دیگران" یا به عبارتی "من مثل خودم هستم، چون ما مثل خودمان هستیم" و به قول سعدی خودمون "بنی آدم اعضای یکدیگرند...". از تاریخچه ی کلمه هم اگه بخوام بگم فقط می دونم که یه واژه ی قدیمی آفریقاییه!

سایت تیم ایرانی اوبونتو در باره ی اوبونتو این طور می نویسه:

اوبونتو یک سیستم عامل کاملاً‌ آزاد و رایگان بر اساس گنو/لینوکس٬ همراه با پشتیبانی در سطح جامعه کاربران و خدمات تجاری و حرفه‌ای است. اوبونتو توسط اجتماع بزرگی از کاربران و توسعه دهندگان در سراسر دنیا توسعه داده میشود و ما از شما نیز دعوت می‌نمائیم تا به این اجتماع بپیوندید!

اجتماع اوبونتو بر اساس ایده‌های فلسفه اوبونتو که می‌گوید: نر‌م‌افزار باید آزاد و رایگان در اختیار عموم باشد٬ همچنین ابزارهای نرم‌افزاری مختلف می‌بایست به صورت سفارشی و به زبان محلی کاربران در اختیارشان باشند و کاربران مجاز باشند نرم‌افزار را بر اساس نیازهای خود سفارشی نموده و استفاده نمایند٬ شکل گرفته است.

این آزادیها موجب شده‌اند٬ اوبونتو اساساً با نرم افزارهای سنتیِ خصوصی متفاوت باشد. نه تنها ابزارها و نرم‌افزارهای مورد نیازتان رایگان هستند٬ بلکه شما مجاز خواهید بود نرم‌افزارها را مطابق نیازتان و بگونه‌ای که مایلید سفارشی نموده و استفاده نمائید.

اوبونتو برای استفاده به عنوان رومیزی و کارگزار (سرور) مناسب است. نسخه فعلی اوبونتو از معماری‌های سخت افزاری مختلف شامل انواع PC های Intel x86 و 64bit و همچنین ماشین‌های UltraSPARC T1 شرکت SUN و PowerPC شرکت Apple پشتیبانی می‌کند.

اوبونتو دارای بیش از ۱۶۰۰۰ بسته نرم‌افزاری است و هسته اصلی آن بر روی یک سی‌دی عرضه میشود. اوبونتو دارای انواع ابزارهای نرم‌افزاری از نرم‌افزارهای کاتب و صفحه گستردهٔ اداری تا کارگزارهای اینترنتی و ابزارهای مناسب برنامه‌نویسی است. توضیحات کاملتر نسخه‌های اوبونتو٬ نسخه رومیزی و نسخه کارگزار.

همون سایت در باره ی نسخه رو میزی اوبونتو اینطور می نویسه:

اوبونتو یک سیستم عامل كامل بر اساس لینوكس است كه دارای اصلی‌ترین ابزارهای مورد نیاز برای كار و سرگرمی می‌باشد. با تأكید بسیار بر تهیه نسخه كامل رومیزی كه پس از نصب آمادهٔ كار باشد، ابونتو یک انتخاب بسیار خوب جهت محیط های خانگی و اداری است. هستهٔ اصلی سیستم و بسته‌های نرم‌افزاری آزاد و رایگان هستند و انواع خدمات پشتیبانی نیز از طریق كاربران و شركتهای تجاری مهیا می‌باشد.

و در مورد نسخه کار گزار (سرور) اینطور می نویسه:

اوبونتو بر اساس دبیان/گنو لینوکس كه دارای نسخه‌های قدرتمند كارگزار می‌باشد، آماده شده است. نسخه كارگزار اوبونتو با ارث‌بری از دبیان/گنو لینوکس یک كارگزار قدرتمند، قابل اعتماد و دارای سیر تحولی تكاملی قابل توجه است. اولین نسخه کارگزار اوبونتو در ماه اُکتبر ۲۰۰۵ با نام Breezy Badger و شماره انتشار ۵.۱۰ منتشر شد.

همراه با انتشار جدید، LTS 6.06، در نسخه كارگزار اوبونتو تغییرات خوبی صورت گرفت تا سهولت در استفاده كه نسخه رومیزی اوبونتو از آن جهت معروف شده بود، در نسخه كارگزار نیز اعمال شود. نسخه جدید كارگزار اوبونتو دارای ساختار كاملاً پیوسته جهت برپاسازی انواع كارگزار برای سرویسهای معروف اینترنتی مانند: ایمیل، وب، نام دامنه، اشتراک‌گذاری فایل و پایگاه داده می‌باشد.

یک درس اساسی با توجه به ارث‌بری از دبیان، تامین امنیتِ پیش فرض برای اوبونتو است. نسخه کارگزار اوبونتو هیچ درگاه باز پس از نصب نخواهد داشت و تنها بسته‌هایی نصب میشوند که در یک کارگزار به آنها نیاز باشد.

خب، فکر کنم اطلاعات خوبی در مورد اوبونتو براتون نقل کردم. اگه بخوام خودم هم در موردش بنویسم شاید اولین چیزی که بگم، رایگان بودنشه. شاید تا حالا براتون پیش نیومده باشه که یه برنامه ی طویل بنویسین و بخواین مفت مجانی پخشش کنید. یه برنامه که بیش از چندین هزار خط کول کشیده باشه. یکم سخته... حالا چه برسه به یه سیستم عامل که بیش از چندین ملیون یا چندید ملیارد خط کد برده و کلی هم هزینه ی طراهیش شده، ولی به لطف GNU و Linux این امر محقق شده و یک و نه فقط یک! سیستم عامل به صورت کاملاً رایگان و حتی در مواردی فرا تر از رایگان در اختیار شما قرار داده می شه. شاید اگه بخواین مثلاً یه سی دی رایگان رو از یه شرکت بگیرین، ابتدائی ترین کار اینه که برین جلوی دفتر شرکت و اون سی دی رو بگیرین ولی برای این اوبونتو وضع از این هم راحت تره! شما توی خونه می شینید و سی دی های اوبونتو به صورت کاملا رایگان میان جلوی خونتون! به قول یکی از دبیران دوران راهنماییم، به همین راحتی، به همین خوشمزگی!

شاید نکته ای که باعث شده این سیستم عامل محبوب باشه اینه که همه چیزش فراهمه! از شیر مرغ تا پلات فرم برنامه نویسی جاوا توش هست! حتی برنامه ی چت و برنامه ی مدیریت اسناد (Open Office.org) هم توش هست و حتی جالب تر این که برنامه ویرایش گر عکس هم داره!  من الآن پیشنهاد می کنم تعجب کنید! و با صدایی آرام بگین Woooooow!!!

از نکات جالب تر احترام به حقوق بشر توی این سیستم عامله! البته اگه مایکروسافت رو بشر به حساب بیارین! بله، شما می تونید هم Microsoft Windows و هم لینوکس رو به هم توی کامپیوترتون داشته باشین! البته مثل من رفته رفته دل از ویندوز می کنید و به لینوکس مهاجرت می کنید و فقط گه گاه میاین به این دیار قدیمی و به این ده کده ی خشکیده سری می زنید! عجب بوی بدی می ده!

و جالب ناک تر این که لایو سی دیه این نازنین! حالا یعنی چی؟!!! یعنی CD این سیستم عامل رو توی دستگاه خوندن CD (مثل CD rom یا DVD rom یا امثال این ها) می ذارین و زحمت راه اندازی مجدد (همون ری استارت خودمون) سیستمتون رو می کشید! با کمال تعجب بعد از حدود 2 دیقه این دل ربا رو جلوی چشمتون می بینید! بعد اگه پسندیدین میرین و مراحل عقد و عروسی (Install) رو انجام می دین و به عنوان یک هوو برای این ویندوز میارینش تو کامپیوتر!

دیگه شنیدن رو میسپارم به چشماتون! چند تایی لینک برای کسب راهنمایی درمورد این اوبونتو و خواهراش!:


  چهارشنبه 7 آذر 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

  اوبونتو زیباست...   عمومی      

سلام.
الان توی اوبونتو هستم٬ به اینترنت وصل شدم و دارم برای شما این پست رو تایپ می‌کنم.
نمی دونم با چی شرو كنم٬ دوست دارم از اینجا بگم٬ از طبیعت قشنگش٬ از محیطش٬ همه چیز بوی انسانیت می‌ده٬ از پول خبری نیست٬ مردم اینجا فقط یک کلمه در مورد تجارت می دونن! کلمه‌ی «رایگان». اینجا سیاه و سفید یه نژاد هستن٬ مرد و زن یکی هستن! یهودی و مسیحی و مسلمون یه دین دارن و یه قانون...
اینجا همه چیز نارنجیه٬گلبهیه٬ شاید به خاطر پاییز اینطور شده... شاید هم نه٬ اینجا همیشه غروبه... ولی خیلی آرومه... نه کوه سبزی هست و نه مرداب نیلوفری و نه کوه یخی...
چند روزی طول کشید تا به اوبونتو رسیدم ولی دیگه دلم نمی‌خواد برگردم... ای کاش ناچار نبودم...
وقتی رسیدم٬ راستش یکم برام سخت بود تا با محیطش خو بگیرم٬‌زبونش رو درک کنم و به صدای تپیدن قلبش گوش کنم... چه صدای آرومی...
اینجا لازم نیست که نیاز هات رو بخری... کافیه فقط بگی چی می خوای... مردم این دیار اونقدر مهربون هستن که هر وقت کمک خواستی مهربونانه و دلسوزانه کمکت می کنن...
اینجا مریضی وجود نداره! همه چیز پاکه... مثل آب... مثل شبنم... مثل دل آدماش...
اینجا تنفر معنی نداره... از هر چیز که بدت اومد٬ برشدار و یه نو بساز٬ یه نو خلق کن... یه نو بیار یا همون کهنه خودت رو تعمیر کن...
بی معرفتا بهم یاد ندادن بلوتوث بازی کنم! خودم یاد می‌گیرم...
روباه نارنجی خودمون رو هم میشه توش دید! فکر می کردم که ولایت خودمون فقط از این روباه ها داره! نگو این ناقلا خودش رو به اینجا هم رسونده...
اما از میمون شجاع بگم٬ تازه متولد شده!!! مردم اینجا بهش می گن Gutsy Gibbon... این میمون شجاع از همون گفته ما ایرانیا به اینجا رسیده٬ همون نو ای که کهنه رو دل آزار می کنه... بچه قبل اسمش آهو ی چابک بود که ملت فراموشش کردن٬ بهش می گفتن «Feisty Fawn»...
من فکر می کردم ما فقط خودمون سیمرغ افسانه ای داریم!!! با از این جونور ها اینجا همه هست!!! عین مال خودمون!!!
مردم اینجا یه بازی دارن به اسم «iagno» من که خیلی از این بازی خوشم اومد...
من که شیفته‌ی اینجا شدم... اون اولش یکم سخت بود٬ زبونشونو نمی فهمیدم واسه همین با وصل شدن به اینترنت مشکل داشتم... اما الان بهترم! هرجا گیر کردی میگی سودو (Sudo) کارت راه میفته!
راستی از اوبونتو بگم... اوبونتو یه کلمه‌ی بومی اینجاست... ما ایرانی ها می تونیم با اون شعر معروف خودمون «بنی آدم اعضای یکدیگرند...» معنیش کنیم... این کلمه‌ی آفریقایی به معنی «آدمی به کمک انسانهای دیگر به گوهر آدمیت میرسد»...
اینجا دیار های دیگه ای هم داره... سوزه... ناپیکس... و خیلیای دیگه... من اومدم اوبونتو... شما هم بیاین... زیبایی های اینجا شما رو هم تو خودش غرق می کنه... راه دوری نیست...
لطافت هوای اینجا به شدت دل انگیزه... اینجا همیشه خورشید هست... شاید هم فقط برای من مونده!
از اینجا چند تایی عکس گرفتم٬‌تو پست بعدی اگه تونستم براتوم می‌ذارم...
اونقدر ذوق زده شدم که نمی‌تونم منسجم بنویسم...

فقط بگم که «اوبونتو زیباست...»
 


  سه شنبه 29 آبان 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

  نیم سیكل منفی!   عمومی      

راستش تا حالا یه ساعتی می شه كه دارم فكر می كنم چی بنویسم این اول، آخه چند هفته ای می شه هیچی ننوشتم،‌از یه دانشجوی كامپیوتر واقعا بعیده! حالا بی خیال این چند هفته ننوشتن بشین!

راستش بد جوری سرم شلوغه، حتی SMS ها رو هم جواب نمی دم! یه كترگاه ربوتیك داشتیم، مث این كه ملت خوششون اومده بود، یكی دیگه راه افتاده! البته یه كارگاه دبیرستانیه ولی خب از هیچی بهتره...
این كار گاه ها خداییش تمام وقت رو می گیرن! حتی از چند تا كار نون و آب دار هم گذشتم به خاطرشون.
این كار گاه ها باعث شدن كه برم بشینم الكترونیك یاد بگیرم، ترو خدا دیدین! یكی نیست بگه آخه بی كار بودی این كارگاه دومیه رو قبول كردی؟!! امروز رفتم براشون خرید كردم، حول و حوش 1 ملیون تومن شده حالا می ترسم كه اینور این یك ملیون تومن رو بهم ندن!!! والا بعید هم نیست ندن، ما كه رایگان كار می كنیم هیچ، باید از جیب خودمون هم مایه بذاریم! چه می شه كرد... حالا دعا كنید كه بدنش این یك ملیون تومن رو، نصف نصف!!!

اما خدایشش ایین الكترونیك هم عجب دنیایی داره ها! بحث دیجیتالش اونقدر شیرینههههههه! البته این آنالوگه به گروه خونی من یكی نمی خوره، یعنی یاد میگیرم ها، ولی نمی تونم یاد بدم! به قول یكی از دوستام من تو فاز مخالف سیر می كنم همیشه (همون فاز معمولی + پی!) البته این سگنال رو به دو دسته تقسیم می كنه، اون سینوسیه كه فاز منفیش زیر صفره و وضعش معلومه! وقتی هم میام برم تو فاز + سیگنالم تغییر می كنه و میرم تو نیم سیكل دوم سیگنال دیجیتال (كه صفره!) خلاصه ما هیچ وقت به این رشته ی تحصیلیمون نمی رسیم!

بذارین یه خاطره بگم! اولین جلسه ربوتیك بود و من هم حسابی بحث رو پیچوندم، بعد از كلاس چند تا از بچه ها موندن و گفتن كه ما می ترسیم به سوالات در حین درس جواب بدیم، بیچاره ها می ترسیدن كه غلط بگن! منم هم حس همچین تدریسم گل كرد و گفتم توقعی نمی ره كه چیزی رو كه بلد نیستین درست جواب بدین! یكم اعتماد به نفس هم بد نیس! حالا اونقد ازم سوال می پرسن كه خستم می كنن! اونم چه سوالایی، یدف می گن قطر الكترون چقدره، یدف می گن چرا هواپیما پرواز می كنه...

آها، توی این یكی دو هفته به بزرگ ترین دو راهی زندگیم رسیدم! نپرسین چیه!!! یه راه میرف سمت چپ، یكی راست، من هم مستقیم رفتم! بعد جالبه كه هنوز به راه بسته ای نرسیدم! پس یادتون باشه كه دو راهی سه تا راه خروجی داره!!!

آخ آخ آخ، اینجا چقد سرده، قندیل بستم! نیست سرما هم خوردم! راستی یه چیزی، برای این پست وقت نكردم یه مطلب علمی، یا حد اقل به درد بخور آماده كنم! به بزرگی خودتون ببخشین!!! ایشالا دفه بعد!

شاد باشین!


  سه شنبه 22 آبان 1386   |دیدگاه ها: دیدگاه      

1 - 2 - 3 -
Copyright © 2007 SARBLOG. All rights reserved.